تبلیغات
هیئت رهروان شهدا کرج - چه کسانی آتش زدن پرچم را به اغتشاشگران آموزش دادند؟

 
در حاشیه پیشنهاد عباس عبدی به سردار سلیمانی

چه کسانی آتش زدن پرچم را به اغتشاشگران آموزش دادند؟

شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۰
جناب عبدی ظاهرا متوجه این مساله نیز در جملات سردار سرافراز سپاه قدس نشدند که سردار سلیمانی بیش از آنکه آن فرد اغتشاشگر را تقبیح کند، آتش زدن پرچم را غیرقابل تحمل دانسته است. جدای از آنکه آن فرد هتاک کیست و چه سرگذشتی دارد و چگونه فکر می کند وقتی پرچم ایران آتش زده می شود، قبح آن آنقدر بزرگ است که فوریت مساله تقبیح و برائت از آن است بعد داستان پردازی درباره فرد هتاک.
 
چه کسانی آتش زدن پرچم را به اغتشاشگران آموزش دادند؟
در حاشیه پیشنهاد عباس عبدی به سردار سلیمانی

چه کسانی آتش زدن پرچم را به اغتشاشگران آموزش دادند؟

شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۰
جناب عبدی ظاهرا متوجه این مساله نیز در جملات سردار سرافراز سپاه قدس نشدند که سردار سلیمانی بیش از آنکه آن فرد اغتشاشگر را تقبیح کند، آتش زدن پرچم را غیرقابل تحمل دانسته است. جدای از آنکه آن فرد هتاک کیست و چه سرگذشتی دارد و چگونه فکر می کند وقتی پرچم ایران آتش زده می شود، قبح آن آنقدر بزرگ است که فوریت مساله تقبیح و برائت از آن است بعد داستان پردازی درباره فرد هتاک.
 
چه کسانی آتش زدن پرچم را به اغتشاشگران آموزش دادند؟
 
گروه سیاست جهان نیوز، مهدی جهان تیغی: حمایت از اغتشاشاگران در کارنامه اصلاح طلبان مورد عجیبی نیست و در تمام بیست سال اخیر یکی از اصلی ترین کنش های سیاسی چهره های دوم خردادی، حمایت علنی و تمام عیار از هرج و مرج طلبان و آشوبگران بوده است.

نکته تلخ تر نیز این است که برخی از همین چهره های تندروی اصلاح طلب، خود یا تئورسین اغتشاشات بوده اند و یا فرمانده میدانی آشوب ها! همچنان که کارنامه پسا انتخابات 88 اصلاح طلبان، گویای همه موارد مذکور است.

اما در حالی که آتش زدن پرچم توسط برخی از اغتشاشگران یکی از مواردی بود که مردم ایران را وادار به واکنش سریع و کم سابقه کرد، بی شک یکی از تلخ ترین صحنه های سالهای اخیر کشور نیز همین حادثه محسوب می شود.

این در حالیست که اخیرا سردار سلیمانی نیز در این باره گفته است: "سردار سلیمانی افزود: من وقتی صحنه نابخردانه آن نادان در آتش‌زدن پرچم ایران را دیدم خیلی دلم سوخت؛ گفتم‌ ای کاش به‌جای پرچم من را (نه تصویر من را) بلکه من را ده بار آتش می‌زدند؛ چرا که ما برای سرافرازی این پرچم در هر قله‌ای ده شهید داده‌ایم."

با این وجود عباس عبدی از تئورسین های جریان اصلاحات طی یادداشتی به سردار سلیمانی پیشنهاد  داده به دیدار کسی که پرچم را آتش زده برود و از او سوال های درباره این اقدام بپرسد!

وی در این یادداشت که تلاش شده آدرس های غلطی را هم القا کند، در واکنش به اظهارات فرمانده سپاه قدس، نوشته است: "طبیعی است كه واكنش ابتدایی ما نیز انزجار و تاسف باشد، كه هست، ولی به نظر می‌رسد كه این واكنش نه‌تنها كافی نیست، بلكه ممكن است موثر هم نباشد. از این رو به جناب سردار سلیمانی یك پیشنهاد منطقی ارایه می‌كنم. جنابعالی نفوذ و قدرت دارید، دست‌تان به خیلی از جاها می‌رسد، و این برخلاف وضع دیگران از جمله امثال ما است. پیشنهاد می‌كنم بلند شوید و یك ساعت از وقت خود را صرف دیدار با این نوجوان كنید. ظاهرا برحسب اطلاع نیروی انتظامی به سرعت شناسایی و دستگیر شده است. فیلمبردار هم ببرید تا از دیدار شما تصویربرداری كنند. بعید می‌دانم كه از آن طرف آب آمده باشد یا به ادعای برخی رابطه‌ای سببی یا نسبی با داماد صدام‌حسین داشته باشد. "

وی تصریح می کند: "به احتمال زیاد خانواده او چندان ناآشنا نباشند. او در همین نظام آموزش و پرورش ما درس خوانده است. تحت تعلیم و تربیت و تبلیغات همین صداوسیما بوده است. پس از گفت‌وگو با او اول به مردم بفرمایید كه این اتفاق در كدام شهر رخ داد؟ آیا در مناطق شمالی شهر تهران و به قولی مرفهان بی‌درد یا عاشقان فرهنگ غرب بود یا از مناطقی كه هم‌اكنون هم باید، منبع بسیج نیروها برای اقدامات دفاعی از كشور باشد؟ دوم اینكه او از چه خانواده‌ای بود؟ آیا خانواده او از غرب‌زدگان یا دشمنان حكومت بودند؟ آیا غیرمذهبی و غیرملتزم بودند؟ بفرمایید كه پدرش در چه شغلی بود و سابقه‌اش چه بوده است؟ بپرسید كه چرا این كار را انجام داد؟ آیا آموزش و پرورش، نظام رسانه‌ای و نهادهای دینی كه همه در خدمت ارزش‌های رسمی هستند، به او یاد ندادند كه به پرچم كشورش كه نماد كشور است احترام بگذارد؟ اگر آموزش ندادند، آیا از طریق خانواده و دوستان و جامعه هم متوجه نشد كه باید احترام بگذارد؟ چرا نمی‌دانست كه شما یا بزرگترهایش برای به اهتزاز در آوردن این پرچم در متر، متر این خاك در كربلای٥ جانفشانی كرده‌اید؟ چقدر اطمینان دارید كه پدر یا یكی از نزدیكان او از مجروحان و جانبازان همان كربلای٥ یا سایر عملیات نباشد؟ پس چرا یك جوان باید تا این حد علیه آن ارزش‌ها نه تنها بی‌تفاوت كه جری و ستیزه‌گر باشد؟"

عبدی می افزاید: "مساله مهم‌تر از آتش زدن آن پرچم به سكوت ناظران در برابر این رفتار است كه ظاهرا كمتر توجه ما را به خود جلب كرده است. صادقانه و صریح بگویم، اگر می‌توانستم، حتما دست چنان جوانی را می‌گرفتم و در اولین فرصت او را از زندان رها می‌كردم. این زندان جای كسانی است كه عمر خود را در مقام بی‌تدبیری و اتلاف منابع كشور و پرخاشگری به این و آن گذرانده‌اند و اكنون نیز طلبكار می‌شوند. مشكل اینجاست كه شما صادقانه سخن خود را گفته‌اید و هنوز با خاطره كربلای ٥ و ده‌ها عملیات دیگر زندگی می‌كنید كه بسیار هم خاطره‌های ارزنده‌ای است، ولی دو نكته مهم را در این میان فراموش می‌كنیم. اول اینكه چرا یك جوان زیر ٢٠ ساله خاطره خود را با این گذشته افتخارآمیز پیوند نمی‌دهد؟ علت اصلی این است كه این خاطرات و جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند. آنها بازیچه دست عده‌ای برای به سكوت واداشتن دیگران و نیز كسب امتیازات ویژه هستند. برخلاف شما و تعدادی از دوستان‌تان كه نخواستید تا آن گذشته را سرمایه ارتقای جایگاه و كسب رانت نمایید، و با استناد به آن دیگران را سرزنش یا به سكوت وادار كنید، متاسفانه بخش قابل توجهی هستند كه این گذشته دكان دونبش را تبدیل به ابزاری برای توجیه موقعیت فعلی و كسب رانت و به سكوت واداشتن دیگران كرده‌اند. در میان این كاسبان كسانی هستند كه روح‌شان هم از حضور در جبهه بی‌خبر بود، چه رسد به جسم آنان. جوان امروز به علت این نحوه برخورد با میراث گذشته، نمی‌تواند با آن همدلی و همراهی و همنوایی لازم را پیدا كند. هیچ كدام از این دوستان به خود نگفتند كه چرا خاوری و خاوری‌ها با انداختن یك چفیه هر كاری می‌كنند و بعد به كانادا فرار می‌كنند؟ ریشه این رفتار در نابود كردن سرمایه تاریخی كشور در جنگ تحمیلی پیش پای متقلبان و فاسدان است. حال چگونه از یك جوان ١٦ ساله انتظار داریم كه خود را با این میراث همدل كند؟ "

اما درباره بخشی از اظهارات عباس عبدی نکات ذیل قابل گفتن است:
الف: گرچه از نظر عباس عبدی همه نهادها و افراد و کلا جمهوری اسلامی در آتش زدن پرچم مقصر هستند الا آن جوان نادان اغتشاشگر؛ ولی آقای عبدی خود می تواند به این سوال پاسخ بدهد که کارنامه ایشان و دوستان اصلاح طلبشان در چند سال اخیر چقدر در بوجود آمدن شرایطی که هم پرچم ایران آتش زده شود و هم عده ای تربیت شوند که مستقیما سروقت آتش زدن پرچم بروند، چگونه بوده است؟ اساسا پس از فتنه 88 چه تعداد اغتشاشگر حرفه ای در تهران تربیت شد؟ چقدر خط قرمز شکسته شد تا به پرچم آتش زدن برسیم؟ خود ایشان و دوستانشان چگونه در روی کارآمدن دولتی با کارنامه ضعیف اقتصادی در چند سال اخیر نقش داشتند؟ چقدر ضعف های اقتصادی این دولت در اغتشاشات و عصبانی کردن مردم معترض نقش داشته؟ دولت مورد حمایت ایشان و دوستان اصلاح طلبشان چقدر خط قرمز ملی و اعتقادی را در این سالها شکسته که امروز عده ای اتش زدن پرچم کشورشان برایشان سخت نباشد.

ب: جناب عبدی ظاهرا متوجه این مساله نیز در جملات سردار سرافراز سپاه قدس نشدند که سردار سلیمانی بیش از آنکه آن فرد اغتشاشگر را تقبیح کند، آتش زدن پرچم را غیرقابل تحمل دانسته است. جدای از آنکه آن فرد هتاک کیست و چه سرگذشتی دارد و چگونه فکر می کند وقتی پرچم ایران اتش زده می شود، قبح آن آنقدر بزرگ است که فوریت مساله تقبیح و برائت از آن است بعد داستان پردازی درباره فرد هتاک؛ به همین دلیل است که حاج قاسم می گوید ای کاش ده بار خودش را آتش می زدند ولی یکبار این پرچم آتش نمی گرفت. مقداری درک فهم این مساله جنس خاصی از افراد را می طلبد... همان جنسی که خود از نزدیک دیده باشد که چه خون های پاکی برای پرچم ایران در این سالها ریخته شده ... آن پرچم مقدس موضوعیت دارد ... وقتی چیزی برای یک ملت بسیار مقدس است، آتش زدنش و یا هتک حرمت آن از طرف یک کودک هم دردآور است چه برسد به یک فرد بالغ آشوب گر... چون ذات تقدس آن شی، تقدس ویژه ای است. آن هم پرچمی که منقش به نام «الله» و نمادهای باشد که ایرانیان را به آن در جهان می شناسند.

ج: اما آتش زدن پرچم عموما از یک فرد چشم و گوش بسته اتفاق نمی افتد بلکه از فردی اتفاق می افتد که دقیقا می داند دارد چه می کند! قاعدتا آن کسی که سطل آشغال را آتش می زند به مراتب در رتبه پایین تری از آگاهی به نسبت کسی است که پرچمی را با آرامش و با حرکات خاص شروع به آتش زدن می کند، است! عموما کسانی که پرچم در اغتشاشات آتش می زنند از ارزش نمادین بودن آن اطلاع زیادی دارند که یک پرچم تمیز و سالم را انتخاب می کنند و بعد به وسط خیابان می آورند و جلوی دوربین ها آتش می رنند. همچنان که بی احترامی به پرچم وطن مساله ای نیست که حتی نوجوانان بسیار کمتر از آن فرد نادان اغتشاشگر هم نداند که جایگاه و ارزشش چیست. اولین گره ذهنی پرچم به هر فردی یادآور آب و خاک، سرزمین مادری است و چندان به آموزش خاص و پیچیده ای هم درباره اهمیت آن نیاز نیست.

د: اما اگر روزی با همان جوان نادان اغتشاشاگر که پرچم را آتش زده دیدار شود و واقعیات این چند سوال اخیر انقلاب را بگویند قطعا او از امثال سردار سلیمانی تشکر خواهد کرد و در عوض یقه افرادی همچون عبدی ها، تاج زاده ها، حجاریان ها و خاتمی ها و دیگر آقازاده های فتنه گر را خواهد گرفت. اگر فضای واقعی برای تفکر برای او بگذارند خواهد فهمید که چه کسانی در این سالها جنگ رفتند، چه کسانی سی سال است تلاش می کنند اقتصاد و فرهنگ غربی را در این مملکت تئوریزه کنند؟ از دل چه تفکر اقتصادی و فرهنگی خاوری ها، زنجانی ها و ... متولد شد. و مهمتر از همه خواهد فهمید که چه کسانی در این سالها برای پرچم ایران جان دادند و در عوض چه کسانی آنها را در روزهایی که در سوریه و عراق می جنگیدند، تقبیح و سرزنش می کردند.

*سردبیر جهان نیوز




نوشته شده در تاریخ شنبه 30 دی 1396 توسط کاتب شهدا
تمامی حقوق مطالب برای هیئت رهروان شهدا کرج محفوظ می باشد